مورخ:[1394-02-20 21:35:01]
»دبیرجبهه حزب الله:
»پاسخ حجت به جناب آقاى صادق خرازى !
پاسخ حجت به جناب آقاى صادق خرازى !

آگاه سازی؛

جناب آقاى صادق خرازى !

پيرو اظهارات شما در گفتگو با سالنامه روزنامه اعتماد در خصوص خاطراتتان در زمان جنگ مبني بر " تشريفات در زمان جنگ هم در اوج بود.. با آقاى هاشمي و روحاني ميگو خورديم" (http://jahannews.com/vdch6xnk623nz-d.tft2.html)موارد ذيل جهت آگاهي ايفاد ميگردد:
١- اين نگاه شما به تشريفات در زمان جنگ نگاه واقعي و حقيقي در زمان جنگ نيست، نگرش چپگرايانه با ديزاين راستگرايي است. نگاه جبهه و جنگ از دريچه دفتر خيابان ميرعماد به جنگ است.
٢- خيلي ها اولين بار كه به جبهه جنوب مي آمدند، آنجا ميگو مي خوردند، چون ميگو غذا همه پسند نبود و خيلي ها هم نمي خوردند چون دوست نداشتند.
٣- خانم بنده اولين بار ميگو را كه دوست نداشت با رودربايستي در منزل مادر آقاى فروزنده خورد، امروز از طرفداران اين غذا است و خود آن را متنوع آشپزى مي كند. اما پدر من هنوز هم ميگو نمي خورد چه آن زمان جنگ كه به ديدار ما در جنوب مي آمد و چه امروز؛
٤- خوردن ميگو نه تشريفات و تجمل بود و نه چيز ديگرى، يك غذاى محلي جنوبي بود كه افراد دوست داشتند، مي خوردند و افرادى هم دوست نداشتند، نمي خوردند؛ غذاي عمومي نبود الان هم غذاى عمومي براى همه نيست، عمومي تر شده ولي همگاني نيست.
٥- مقايسه شما بين آقاى هاشمي و روحاني با فرمانده يگان ها در تبعيض در خوردن غذا هم عارى از واقع و حقيقت است. در بازديد از يگان ها معمولاً هر يگان به تناسب يگان متعلق به استان خود غذاى محلي خود را براى ميهمانان تهيه مي كردند و اين را رسم ميهمان نوازى مي دانستند. عرب هاى عزيز گوسفند به سبك خود درسته طبخ مي كردند، برخي قرقاول، برخي خورشت محلي و... در زمان جبهه و جنگ زندگي و فرهنگ و صفا و مشي ايراني و ميهمان نوازى جارى بود و چون شما نبوديد اينها را نمي دانيد.
٦- البته در زماني كه هيئت هايي براى بازديد همراه شخصيت هايي از تهران مي آمدند، گاهي مناسبات فرق مي كرد، براى اينكه فرماندهان يگانها از مسئولين و شخصيت هاى موثر در بودجه و امكانات، بتوانند بودجه بيشترى و اختصاصي اخذ كنند دست به اين رندى و شگردها مي زدنند كه جورى وانمود كنند كه يگان در مضيقه بودجه و امكانات است. بيشتر اين بازى ها هم در زمان بازديد هاى شخصيت هايي مانند آقا كه رييس جمهور بودند، نخست وزير و وزرا و... بود، چون شگردها و رندى هاى فرمانده يگان ها براى آقاى هاشمي و روحاني سوخته بود، بعدها كه آقا ترددش در اواخر جنگ زياد شد براى ايشان هم سوخت؛ يكي از دوستان كه در يگانهاى استاني بود از هوش و زرنگي آقا تعريف مي كرد كه آقا آمد بازديد و فرمانده يگان گفت نهار نان و پنير و هندوانه بدهيد، ظهر همان نان و پنير و هندوانه رو جلوى آقا گذاشتند، آقا به مزاح گفتند كه شما اين غذا را دادى كه بگوئيد چقدر در مضيقه هستيد اما ما كه از امكانات داده شده به يگان خبر داريم، ولي خوب غذاى مورد علاقه من همين است كه روزى ما شده است.
٧- آقاى خرازى عزيز؛ جنابعالي صحنه را از منظر بازديد هاى و هيئت هاى بيار و ببر تبليغات جنگ در يگانها با صحنه آرايي تبليغاتي و... ديده ايد. اين حقيقت جبهه و جنگ نيست.
با احترام به همه اين دوستان و همرزمان، اما كساني بايد خاطرات جبهه و جنگ بگويند كه مستمر در جنگ و جبهه حضور داشته اند. بسيارى از اين برادران در زمان جنگ از خيلي از امكانات مانند امروز نسبت به رزمندگان و مردم برخوردار بودند. در گرماى ٤٨ درجه جنوب با ماشين هاى كولر دار تردد داشتند، اما زماني كه به درب دژباني هاى يگانها مي رسيدن كولرها را خاموش و شيشه ها پايين مي كشيدن كه نسيم خنك آن به صورت رزمندگان دژبان نخورد تا سبب مسئله در ذهنشان شود. داخل سنگرهايشان كولر و امكانات و غذاى گرم و مناسب بود كه البته بايد چنين مي بود. محل هاى استقرار آنان قرارگاههاى مستحكم و ضد بمب بود كه بايد همين طور مي بود. اما مشكل با نوع تظاهر و رياكارى و خاطرات جبهه برخي از دوستان است كه پله هاى ترقي سازماني و تشكيلاتي خود را منت اش را به سر ياران امام و مردم مي گذارند و بجاي سپاسگزارى از اين اعتماد و ميدان دادند به آنها، كارهاى نكرده خود را از بچه هاى مردم وام مي گيرند به رخ ملت و ياران امام مي كشند، اگر قرار باشد كسي و يا كساني حضور جبهه و جنگ خود را به رخ بكشند، بهره مندان از جنگ نيستند، رزمندگان و گمناماني هستند كه امروزه هم بي بهره از امتيازات براى ايثارگران و هنوز هم در جبهه ملت هستند نه در دل كانون هاى قدرت، حكومت و ثروت؛ جنابعالي مطمئن باشيد اين بچه هاى مردم به شما و دوستانتان اجازه مصادره ايثارها و مجاهدت ياران امام و بچه هاى مردم را نخواهند داد.
 
 حجت؛ دبير جبهه حزب الله

94/02/20