پر بازدیدترین روز
روزنگار
روز سه شنبه مورخ:
۲۵ مهر ۱۳۹۶[ه.ش]
25 محرم 1439[ه.ق]
2017 Oct 16[میلادی]
مصادف با :
1) شهادت حضرت امام زین العابدین علیه السلام (95 ه.ق) به روایتی

آگاه سازی | پایگاه تحلیلی اطلاعاتی آگاه سازی | AGAHSAZI - کد : 8940 مورخ:[1393-10-04 14:22:01] چاپ
مافياى زر، زور و تزوير و وظايف و مسئوليتهاى دلسوزان!

آگاه سازى؛  کروبی سخن از «اسکله‌های غيرقانونی» قاچاق کالا توسط نظاميان  به ميان آورد؛ احمدی‌نژاد از «برادران قاچاقچی ما» ياد کرد و امروز حسن روحانی به صراحت از نکته‌ای بسيار بنيادی سخن می‌گويد و تأکيد می‌کند وقتی اطلاعات و تفنگ و پول و رسانه در يک جا تمرکز يابد، سلمان و ابوذر هم که باشند؛ فاسد خواهند شد.
روحانی هم چنين مدتی پيش نکته کليدی ديگری را مطرح کرد و آن اين که به مخالفان افراطی گفت ما می‌دانيم که شما از اتاق فکر وارد اتاق عمل شده‌ايد.اگر اين دو نکته استراتژيک و بسيار اساسی را کنار هم بگذاريم ديگر رسيدن به اين نتيجه‌گيری بسيار ساده است که جريان مقابل دولت، زر و زور و تزوير را يک جا متمرکز کرده است و مرکز فساد اقتصادی و مالی نيز در همين نقطه است.

مافياى زر، زور و تزوير و وظايف و مسئوليتهاى دلسوزان!

آگاه سازى؛ فساد اقتصادى؛ مافياى زر و زور و تزوير!
آگاه سازى؛  کروبی سخن از «اسکله‌های غيرقانونی» قاچاق کالا توسط نظاميان  به ميان آورد؛ احمدی‌نژاد از «برادران قاچاقچی ما» ياد کرد و امروز حسن روحانی به صراحت از نکته‌ای بسيار بنيادی سخن می‌گويد و تأکيد می‌کند وقتی اطلاعات و تفنگ و پول و رسانه در يک جا تمرکز يابد، سلمان و ابوذر هم که باشند؛ فاسد خواهند شد.
روحانی هم چنين مدتی پيش نکته کليدی ديگری را مطرح کرد و آن اين که به مخالفان افراطی گفت ما می‌دانيم که شما از اتاق فکر وارد اتاق عمل شده‌ايد.
اگر اين دو نکته استراتژيک و بسيار اساسی را کنار هم بگذاريم ديگر رسيدن به اين نتيجه‌گيری بسيار ساده است که جريان مقابل دولت، زر و زور و تزوير را يک جا متمرکز کرده است و مرکز فساد اقتصادی و مالی نيز در همين نقطه است.
اين آشنايی و وقوف نشان می‌دهد که حسن روحانی با سوابق ديرينه امنيتی و دولتمردی‌اش بسيار بيشتر از محمد خاتمی با سوابق فرهنگی و وزارت ارشادی‌اش از پشت صحنه آگاه است و آگاهی او با آگاهی کروبی مقاوم اينک همسان و همسو است. کروبی شجاع البته علاوه بر اين به عملکرد تخريبی و ضدقانونی و ضدملی اين نقطه متمرکز در برخی از انتخابات‌ها نيز اشاره کرد و اشارات و تصريحاتی نيز در مورد تقرب و نفوذ اين جريان با هدف تريبون كردن و دخالت افراد بيت رهبرى با ذکر اسم و عنوان بمنظور حفظ بقا شبكه داشت.
حال در رابطه با اين صورت مسئله چند نکته قابل توجه خواهد بود:

تقرب به مراكز تمركز قدرت براى ايجاد اتاق فكر، عمل و عمليات ذهني و رواني
تقرب و نفوذ جريانی که پول و رسانه و اسلحه و اطلاعات را در خود متمرکز کرده است به مراكز تمركز قدرت بسيار کليدی و مهم است. آنان درصدند كه مماس با چنين افراد و مراكز قدرتي حركت كنند. سوابق اين جريان بخوبي طي دولت قبل نمايان است بنحوى كه با انبوه مفاسد و اختلاس ها، ويرانگرى ها و.... بجاى اينكه همه به سمت مبارزه با مفاسد و ويراني ها باشند، سمت و جهت، به سمتي اشاره دارد كه در صورت پيگيرى و مبارزه با مفاسد اين افراد و جريان، هزينه بر همه تحميل مي نمايد، لذا فلسفه ولايتيون ضد ولايت و تازه به دوران رسیده هايي كه با شگردهايي مشابه كلاهبرداران قهار تخلفات خود را سياسي و ملي مي كنند و با سينه چاكي حامي ولايت فقيه و رهبرى امروزه شده اند كه ياران امام و بچه هاى انقلاب را ياراى مقابله با آنان نيستند، از اين رو است. اين نوع دفاع افراطي از ولايت فقيه و رهبرى از تريبون هاى جريان فساد و كلاهبردار در عرصه سياسي، براى فرار از جرائم خود است تا افكار عمومي و خواص جامعه را بنحوى هدايت كنند كه بجاى پرداختن به تخلفات و مفاسد استراتژيك آنان، سئوالات افكار عمومي به سمتي هدايت گردد كه هزينه آن بر خود ملت تحميل گردد و يا در بن بست پيگيرى قرار گيرد.
نمونه اين نوع عمليات در سالهاى پاياني دولت سازندگي توسط اين جريان آغاز شد؛ هر اقدام خلاف و يا شبهه دار منتج به فساد را كه افشا مي شد بنام آقاى هاشمي، بچه هاى هاشمي، خاندان هاشمي منتسب و به جامعه، افكار عمومي و خواص تبليغ مي كردند. هر برج و محيط مجلل و يا پروژهايي بزرگ و سنگين را كه سئوال مي كردى به هاشمي و يا خانواده هاشمي منصوب مي كردند در حالي كه وقتي پيرامون آن تحقيق مي شد، عارى از حقيقت و واقعيت بود. امروزه پرونده ى اتهامي كه مهدى هاشمي در دادگاه پاسخگو است، بر همين اساس و روند است كه به جرم نكرده خود بايد هزينه مفاسد جريان كلاهبرداران انقلاب را بعنوان قرباني بي گناه بپردازد تا رندهاى هفت خط و اژدهاى هفت سر زمان و فضاى امن و فراغت داشته باشند تا قرباني هاى ديگر را انتخاب و به مسلخ ببرند.
مفاسد علني و انبوه هشت سال گذشته دولت قبل اظهرمن الشمس است. البته با همه گناهاني كه احمدى نژاد مرتكب آن است،او هم قرباني گناهان خود، وهم طمع اين جريان است. اما چرا رهبرى و سه قوه از پس اين همه تخلفات آن جريان برنمي آيند و همچنان واكنش ها در مبارزه با مفاسد گله گذارى قواى سه گانه از هم است، موضوعي است كه به همان شگرد از قبل گفته باز مي گردد كه امروزه اين جريان براى فرار خود با تقرب به مراكز تمركز قدرت از آن سود مي برد. اين شيوه همان شگرد لات هاى قبل از انقلاب است كه براى باج گيرى مي گفتند " به جقه شاه بزن تو گوش رييس كلانترى "  حكايت اين اوباش فاسد در جانبدارى آتشين از رهبرى و ولايت فقيه، از همين قرار است.
حال كه عزم رهبرى و دولت منتخب ملت براى مبارزه اصولي با مافيا و مفاسد اقتصادى جزم گرديده اين جريان غاصب همه چيز انقلاب و نظام، درون اتاق هاى فكر، ذهن ها را به اين سمت سوق داده كه آيا رهبرى در اين هشت سال بی‌اطلاع بوده است؟ آيا رهبرى خود پشت صحنه همه اين اعمال و کردار است؟ آيا رهبرى نيز خود در برابر آنها دست‌بسته و ناتوان است؟ و يا واقعيت؛ ترکيبی از اين سه احتمال است؟
در اين باره دلسوزان و كساني كه در خط تماس با برخورد با مفاسد اقتصادى هستند بايد بيشتر و مفصل‌تر بحث کنند. اما توجه به جريان سازى هاى رسانه ايي چه در داخل و خارج كشور با بهره گيرى از هر نوع گرايش؛ انقلابي، ضد انقلابي، اصولگرا، اصلاح طلب و.... توسط اين جريان كه حتي با در اختيار داشتن حق پارازيت كردن كانال هاى ماهواره ايي دست به معامله خبرى با كانالهاى فارسي زبان در اتاق هاى خبر آنها مي زنند و منويات خود را بر رهبرى با زبان بيروني و اجتماعي بازتاب و اراده خود را برهمه تحميل مي كنند.
جريان سازى هاى خبرى كه اين جريان عليه رهبرى و جناح منتقد و دلسوز در كشور اعمال كرده است تا دلسوزان و منتقدين را يا منصرف از پيگيرى تخلفاتشان كنند و بعنوان تماشاچي، اثرگذارى آنان را در تحولات جارى كشور خنثي نمايند و يا در صورت پيگيرى، اين فداكاران را با فتنه انگيزى به فتنه منگنه كنند. نمونه هاى اين جريانسازى خبرى و رسانه ايي با پوشش عليه رهبرى و دلسوزان را مي توان به فضاسازى سخنان رهبرى  «کش ندهيد» در امور مالی و فساد اقتصادی و يا تداعي كردنِ دفاع تمام قد از تقلب و تخلف انتخاباتی ۸۸ و به بحران کشاندن نظام جمهوری اسلامی اشاره كرد. در خبر سحام‌نيوز در باره کارهای اطلاعاتی و جنگ روانی که افراطيون نفوذى اين جريان در سپاه عليه دولت روحانی انجام می‌دهند و گويا روحانی به صورت مکتوب و مستند اين رفتار و عاملان آن را به رهبر معرفی کرده؛ آمده است که رهبر در پاسخ وی گفته است آنها از من حرف‌شنوی ندارند.
در صورت حمل به صحت  اين جمله رهبرى،اين جريان، با فضاسازى، فرضيه سوم را بعنوان زاپاس قوی‌تر مطرح مي كند كه با تبليغ عملکرد و روحيه رهبرى از يک سو و قدرت متمرکز و حقوقی و حقيقی وی بيشتر اين احتمال را قوی و شايد تبديل به فرض نزديک به يقين القاء کنند که رهبر طبق روحيه و رويه‌ای که بارها تکرار شده است به نحوی سعی می‌کند خرج خود را در ظاهر از برخی اعمال پشت صحنه‌ای که آشکارا قابل دفاع نيست جدا کند. اين فضا سازى براى آن است كه به نيروهاى زير مجموعه جريان ريزش كننده خود كه قربة الله و براى حفظ ارزشها با اين جريان همنوايي مي كنندالقاء كنند كه رهبرى مجبور است اينگونه بخاطر مصلحت موضع بگيرد. لذا ما بايد كار خود را بكنيم. دلواپس باشيم. نمونه ديگر نيز دفن پيكر شهداء بصورت غير قانوني و خودسرانه است تا به متدينين اينگونه القاء شود كه اين دولت و حاميانش نسبت به شهدا و ارزشهاى انقلاب بي توجه هستند و دعواى ما دعواى ارزشها با ضد ارزشهاى اسلامي و انقلاب است.
آيت الله هاشمی رفسنجانی بيشتر از بقيه با اين رفتار و روحيه و جريان آشناست. بخاطر همين است كه در مواضع اش اين جريان را ضد ولايت فقيه و رهبرى اعلام مي كند و سوابق قبل از انقلاب آنان را افشا و براى نسل هاى انقلاب و نسل جوان كشور آگاه سازى مي كنند.
حال اين نسل آگاه شده كه در رابطه با جريان‌هايی که با بودجه های عظيم سالهاست کمر به تخريب هاشمی بسته‌اند، به چه انگيزه و اهدافي است. حمله در انظار عمومی و به زندان انداختن فرزندان هاشمی توسط عوامل اين جريان و رده پا گذاشتن آنان براى نيرويی هايي  که پيگيرى هايشان سرنخ‌شان را به بيت رهبرى وصل مي نمايانند و يا بنحوى تداعي مي كنند كه قوه ايي كه رئيس قوه‌اش اساسا منصوب رهبرى است، تا هر فرض ديگری را کمرنگ کنند.
آنان در اين جريانسازى ها مي خواهند القاء و شانتاژ كنند كه چه رهبر بی‌اطلاع باشد و چه کارها از دست وی خارج هم شده باشد  و چه خود رهبر حامی – مويد اين اعمال باشد؛ اينک دولت روحانی و يا هيچ نيروی سياسی و مدنی ديگری وجود ندارد که در توازن قوای موجود سياسی بتواند مستقيما با دولت در سايه رهبرى مقابله کرده و آنان را به عقب براند. لذا دلسوزان و ملت را نسبت به رهبرى مسئله دار و نا اميد مي كنند تا مردم از حمايت از رهبرى و دولت منتخب دست بردارند و آنان با فراغ بال همينطور كه رهبرى را در فيلتر، محاصره و حصر محترمانه قرار داده اند، با اين نوع ارسال سيگنالها ، تدبير و خواست رهبرى را براى همه پارازيته كنند و خود تنها پيام رسان و ناجي و حامي و مدافع رهبرى قرار دهند و در اين غربت رهبرى و ياران امام ، رهبرى امت را غصب و همه را مطيع خواست خود با پوشش ولايت و رهبرى كنند. اين كه تريبون هاى اين جريان اعلام مي كنند كه هاشمي قصد داشته رهبرى را به رياست جمهورى بياورد در همين مقوله قابل ارزيابي است.
بنابراين تنها راهی که در برابر روحانی و دلسوزان انقلاب و نظام باقی می‌ماند اين است که سعی کنند فضايی ايجاد شود که رهبرى را از انحصار و محاصره اين مارهاى خوش خط و خال و مافيای سياسی، اقتصادی، رسانه‌ای و اطلاعاتي خارج كنند و گاه حتی او را عملا بدان وادار کند که ترمز برخی پيش‌روی‌ها و تندروی‌های آنها را به خاطر فشارافکار عمومی و مصلحت شخص رهبرى و نيز فشار نيروی اجتماعی و يا مصالح بين‌المللی نظام بگيرند.
به طور خلاصه؛ نتيجه عملی اين تحليل اين است که رئيس جمهور و دولت بايد  از يک سو مرتب با رهبرى در اين مورد مراوده داشته و فضای سنگينی عليه مافيای سياسی و اقتصادی ايجاد کنند. به خصوص آن که رهبرى خود خواستار قاطع همسويی و همراهی در مبارزه با فساد است. و از سوی ديگر بايد با روشنگری مداوم و مستمر، افکار عمومی را پشت سر خود بسيج کنند.
مردم؛ چه ناراضيان سياسی و چه انبوه بسيار چشمگيرتر ناراضيان اقتصادی؛ هر دو، درباره فساد اقتصادی حساسيت دارند و خبرهايش را با بالاترين درجه کنجکاوی دنبال  و در گفت و گوهای روزانه‌شان  با يکديگر تبادل می‌کنند. دفاع افراطيون از سرکوب  سياسی با بهانه قرار دادن دشمن و فتنه و ...؛ و يا سرکوب فرهنگی با دستاويز قرار دادن جزم های سنتی‌ با پوشش مذهبی و اخلاقی و غيرت و...؛ بسيار ساده‌تر از ورود جانبدارانه به نفع مافيای اقتصادی، در بحث‌های اقتصادی است، آن هم در جامعه‌ای که شديدا دچار بيکاری و فقر و فاصله‌های طبقاتی و تبعيض و فساد است.

حرف زدن و تکه‌پرانی يا برنامه‌ريزی و عمل؟
هر قدر گفتار درمانی در معضلات سياسی و فرهنگی می‌تواند آموزنده و مفيد و حتی برای بدنه سنتی مذهبی جامعه و عناصر صادق‌تر بدنه حکومت موثر باشد، در مبارزه با فساد اقتصادی و اطلاعاتی و امنيتی مضر است. تکه‌پرانی و شعار دادن عليه مافيای اقتصادی باعث آگاه و هوشيار شدن‌اش می‌شود و آنان را از سطح به عمق هدايت مي كند. هم چنين آن را برای مقابله رسانه‌ای و تخريب عملی علنی و غيرعلنی تحريک می‌کند.
تکه‌پرانی و حتی رجزخوانی عليه مافياهای سياسی و اقتصادی موقعی اثرگذار است و حتی می‌تواند باعث هراس و عقب‌نشينی آن شود که همراه با اقدامات عملی باشد. اين اقدامات می‌تواند از جمله روشنگری مستمر و طرح جزئيات مشکلات با افکار عمومی باشد که هم شاکله اين مافيا را از سايه به آفتاب می‌آورد و هم باعث آبروريزی و مشروعيت‌زدايی از آنها و کند شدن سلاح‌های تزويری رسانه‌ای‌شان در ديگر موارد و مواقع می‌شود. اما دولت روحانی متأسفانه به جز تکه‌پرانی‌های گاه و بيگاه که گويی بيشتر دارد به طرف مقابل هشدار و انذار می‌دهد و يا می‌خواهد بگويد که ما از اعمال شما باخبريم، چيز بيشتری با افکار عمومی در ميان نمی‌گذارد. گويا  مخاطب خود آنهايند نه مردم.
اين رويکرد هر چند در مقطع طرح اين تکه‌پرانی‌ها به نفع دولت است و مردم را نيز به همدلی و همراهی می‌کشاند اما به علت بی‌برنامگی و عدم عمق و استمرار عملی آن در ميان مدت به ضرر دولت تمام خواهد شد.

برخورد اقتصادی ميسرتر و موثرتر از برخورد سياسی است
نقطه ضعف راست افراطی در منافع اقتصادی آن است. تخصيص بودجه  و قراردادهای دولتی دو عرصه اصلی ارتباط دولت با اين حوزه يعنی منافع اقتصادی راست افراطی است.
در لايحه بودجه ارائه شده توسط دولت به مجلس، عليرغم انقباضی بودن شديد آن، اما متأسفانه بودجه ارگان‌های نظامی مثلا حدود سی درصد بيشتر از بودجه سال گذشته آنهاست. اين دومين رديف از رديف‌هايی است که افزايش محسوسی داشته‌اند (رديف اول متعلق به بودجه مربوط به امور بهداشتی است که از اقدامات بسيار مثبت و راهگشای دولت است که بايد با برنامه‌ريزی کارشناسانه و واقع‌گرايانه بتواند استمرار داشته باشد).
افزايش بودجه نهادهای نزديک به راست افراطی (در حوزه‌های مختلف سياسی، نظامی، فرهنگی، رسانه‌ای و...) نوعی تعارض بين تکه‌پرانی‌های رئيس دولت با بذل و بخشش بودجه ای که از اموال بيت‌المال به آنها صورت می‌گيرد را نشان می‌دهد.
برخی دلايل اقتصادی که برای اين افزايش بودجه‌ ذکر می‌شود؛ مانند  تأمين نيازهای مالی اين نهادها؛ با درصد افزايش بودجه‌شان تطابق ندارد و بيشتر يک امر سياسی است تا اقتصادی. ضمن آن که  به لحاظ سياسی هم دولت نبايد به آنها باج مالی بدهد و مهم‌تر آن که از قضا دولت بايد آنها را تحت فشار مالی وادار به عقب‌نشينی سياسی به مواضع و شرح وظايف قانونی‌شان کند.
در مورد عرصه دوم يعنی قراردادهای دولتی نيز خبرهای ضدونقيضی به گوش می‌رسد . از جمله اين که برخی وزارتخانه‌ها با سپاه و نظاير آن ديگر قرارداد نمی‌بندند.
هر چند اين شنيده‌ها با رفتار بودجه‌نويسی دولت متعارض به نظر می‌رسد، اما در صورت صحت؛ يک گام بسيار مثبت برای عقب راندن راست افراطی به جايگاه در اقليت سياسی‌شان در جامعه ايران و در مورد سپاه به شرح وظايف قانونی‌اش می‌باشد. شايد برخورد دولت و به خصوص شخص رئيس‌جمهور با اتاق فکر راست افراطی بتواند تنها در حد برخورد لفظی باشد، اما برخورد با اتاق عمل آنها در مرحله اول و پيش از هر اقدام ديگری مستلزم تحت اختيار گرفتن  وزارت اطلاعات در دست دولت است. تاکنون قرائن مختلفی عکس اين واقعيت را نشان می‌دهد.
بدون به کارگيری ابزارهای قانونی، لابی‌ها و گفت و گوهای مستمر سياسی در بالا و به خصوص ارتباط فعال و مستمر با افکار عمومی؛ تکه‌پرانی عليه افراطيونی که نشان داده‌اند در صحنه رقابت سياسی بسيار بی‌رحم و بی‌اصول‌اند جز يک رجزخوانی بی‌پشتوانه و هوشيار و تحريک کننده طرف مقابل نخواهد بود.
همان گونه که آتش بس يکجانبه روحانی با طرف مقابل و سعی در به وحدت خواندن آنها و اولويت‌دهی به مشکلات اساسی کشور بی‌نتيجه بود، و تعامل او با مجلس و طيف ميانه‌رواش نيز بهشکست انجاميد؛ تکه‌پرانی و رجزخوانی او هم نتيجه عملی چندانی در پی نخواهد داشت.
رئيس‌جمهور در رابطه با اين خطر عظيم مسئول است. او يک بار گفت حاضر است جان‌اش را هم بر سر اين پيمان‌اش بگذارد. شايد جان لازم نباشد، اما هوشياری و عزم و اراده لازم است. آقاى روحاني بايد سرمايه دولت خود را كه مردم و نيروهاى اصيل و هزينه داده انقلاب براى ملتند، به جريان بياندازد و با دادن حتي زير پله هايي به آنان، مجدداً اين سرمايه گذاران انقلاب كه طي دهه گذشته كلاه آنان را كلاهبرداران سياسي برداشته اند را مورد حمايت قرار دهند و به چرخه اشتغال و فعاليت بازگرداند كه خيلي از آنان حريف مناسبي براى مقابله با اين شيادهاى ميدان سياست خواهند بود كه منتظر ميدان عمل هستند. نويسندگان بودجه افزايش نهادهاى راست افراطي، منفذ نفوذى است كه با عقل مصلحت انديش سلاح به دست مست زنگي دادن است. هيچ مصلحتي بالاتر از تامين زندگي و رضايتمندى عموم مردم نيست. رقابت تسليحاتي و موشكي، رقابت قدرتهاى مستكبر و متجاوز است. قدرت ما، رضايتمندى ملت ماست كه با دست خالي هشت سال حماسه آفريد. امروز اولويت بودجه كشور نيروهاى مسلح نيست؛ تامين نيازمندى هاى مردم است، كار و اشتغال جوانان كشور است و لاغير؛
روحانی اينک در يک قدمی ريشه بخش عمده ای از مشکلات کشور ايستاده است. اما قدم بعدی او چيست؟ تکه پرانی و رجزخوانی گهگاهی يا اقدامات عملی به خصوص با تنگ کردن تنفس گاه حياتی فساد و سرکوب در بنيان های اقتصادی و مالی اش؟
چرت صبح‌گاهی کروبی، آگاهی قبلی او از عملکرد اين مافيا را بی‌اثر کرد. آنها کردند، آنچه می‌خواستند. چرت مديريتی روحانی نيز عليرغم آگاهی بيشتر و دقيق‌تر او، سرانجام ديگری برای کشور و مردم نخواهد داشت.

/نقد و ويرايش مقاله رضا عليجاني/

سایت تحلیلی اطلاعاتی آگاه سازی . تمامی حقوق محفوظ بوده و استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.